X
تبلیغات
سلمان حدادی

سلمان حدادی

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب سلمان حدادی، بدین وسیله مفتی اعظم کردستان، جناب آقای حسن امینی را که سیزده ســال اجاره نشیــن پدرم بوده و قبــل از قبــول مذهب حقه جعفــــری، استــاد بنــده بوده اند، به مذهـب شیعــه اثنی عشری فراخوانده و ایشان را به قبول این مدال افتخار دعوت می نمایم.

موضوعات مرتبط: سوالات سلمان حدادی از اهل سنت


مطالب: وهابیت , اهل سنت , مفتی اعظم کردستان , مفتی , شیعه و سنی
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 23:3 توسط سلمان حدادی|

یک سوال از برادر اهل سنت

روایتی از عایشـه، حفصه و یا یکی از زنان پیامبر صلی الله علیه و آله بیاورید که

در آن صراحتا بیان کرده باشند که آیه تطهیـــر در شأن زنان پیامبر نازل شده است

موضوعات مرتبط: سوالات سلمان حدادی از اهل سنت


مطالب: عایشه , زنان پیامبر , آیه تطهیر , اهل سنت , سؤال
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1392ساعت 16:55 توسط سلمان حدادی|

یک سوال از برادران اهل سنت

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در کعبه به دنیـــا آمده اند.

با ذکــر سنـــد معتبـــــر، محل تولد عمــر بن الخطاب را بیان کنیــد.

موضوعات مرتبط: سوالات سلمان حدادی از اهل سنت


مطالب: محل تولد عمر , محل تولد امام علی , اهل سنت , وهابیت , عمر بن الخطاب
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 18:28 توسط سلمان حدادی|

سلام

من سلمان حدادی هستم و با توجه به اینکه محقق در كليه‌ اديان هستم و قبلا نيز یکی از مولوی های اهل سنت بودم و بعد از تحقیقات فراوان شیعه شده‌ام، آمادگی جواب دادن به شما دوستان عزیز را دارم. لطفا سوالات و شبهات خود را مطرح کنید یا براي خواندن مطالب بنده به فهرست مطالب در وبلاگ مراجعه کنید.

موضوعات مرتبط: سوالات سلمان حدادی از اهل سنت


مطالب: سلمان حدادی , مناظره , اهل سنت , وهابی , شیعه
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 22:59 توسط سلمان حدادی|

سلام

من سلمان حدادی هستم و با توجه به اینکه محقق در كليه‌ي اديان هستم و قبلا نيز یکی از مولوی های اهل سنت بودم و بعد از تحقیقات فراوان شیعه شده‌ام، آمادگی جواب دادن به شما دوستان عزیز را دارم. لطفا سوالات و شبهات خود را مطرح کنید یا براي خواندن مطالب بنده به فهرست مطالب من در وبلاگ مراجعه کنید.
نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 17:42 توسط سلمان حدادی|

به گواهی متون اهل سنت و مورد قبول وهابیت هرگاه پیامبر برای چند روز از مدینه بیرون می‌رفت یکی از اصحاب خود را به عنوان جانشین خویش برمی‌گزید. ابوعبداللّه محمد بن احمد قرطبی متوفا به سال 671 هجری قمری در کتاب تفسیر خود به نام جامع الاحکام القرآن در جلد اول صفحه 195 در ذیل آیه 30 سوره مبارکه بقره چاپ دار الفکر بیروت لبنان می‌نویسد پیامبر هرگاه برای یکی از جنگ‌ها از مدینه خارج می‌شد یکی از اصحاب را به عنوان جانشین خویش برمی‌گزید. همچنین امام و حافظ ابن حجر عسقلانی متوفا به سال 852 در کتاب خود به عنوان الاصابه فی تمییز الصحابه در جلد چهارم صفحه 495 حدیث 5768 چاپ دار الکتب علمیه بیروت لبنان و نیز علامه عظیم آبادی متوفا به سال 1329 در کتاب خود به نام عون المعبود شرح سنن ابی داود چاپ دار الفکر بیروت در جلد هشتم صفحه 119 از قول پیامبر آورده‌اند که پیامبر تنها ابن ام مکتوم نابینا را در 13 مورد جانشین خویش در مدینه قرار داده است.


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: سلسله مطالب «پاسخ به شبهات پدرم»


مطالب: سلمان حدادی
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 22:4 توسط سلمان حدادی|

سؤال 100: آیا صحیح است که نقشة حمله به مدینه الرسول به فرماندهی مسلم بن عقبه و قتل عام هزاران صحابی و تابعی – در واقعه حرة که در زمان یزید بن معاویه در پی اعتراض به شهادت حسین (علیه السلام) و جنایات بنی امیه انجام گرفت – از پیش طراحی شده و به توطئه و رهنمون معاویه بود. آنجا که به فرزند دلبندش یزید می‌فرماید: ای یزید تو با اهل مدینه روزی مشکل پیدا می‌کنی و علیه تو شورش می‌کنند، پس اگر چنین اتفاقی افتاد، برای سرکوب آنان مسلم به عقبه را اعزام کن.

سمهودی شافعی می‌نویسد، «أخرج ابن أبی خیثمة بسند صحیح الی جویریه بن أسماء: سمعت أشیاخ أهل المدینة یتحدثون أن معاویه لما احتضر دعا یزید، فقال له: اِن لک من أهل المدینة یوماً، فان فعلوها فارمهم بمسلم بن عقبه فأنِّی عرفت نصیحته.

فلما ولی یزید وَفَد عبدالله بن حنظله و جماعة فأکرمهم و أجازهم فرجع فحرّض الناس علی یزید و عابه، و دعاهم الی خلع یزید فأجابوه، فبلغ ذلک یزید، فجهز الیهم مسلم بن عقبة، فاستقبلهم أهل المدینة بجموع کثیرة: فهابهم اهل الشام و کرهوا قتالهم، فلما نشب القتال سمعوا فی جوف المدینة التکبیر و ذلک أن بنی حارثة أدخلوا قوماً من الشامیین من جانب المدینة، فترک اهل المدینة القتال، و دخلوا المدینة خوفاً علی أهلیهم، فکانت الهزیمة، و قُتلَ من قتل، و بایع مسلم الناس علی أنهم خُوَل لیزید یحکم فی دمائهم و أموالهم و اهلیهم بماشاء. (وفاء الوفاء، بأخبار دار المصطفی 1: 130 – دار الکتب العلمیة – بیروت.)

یعنی: ابن ابی خیثمه بسند صحیح از جویریه فرزند اسماء نقل می‌کند: که از بزرگان اهل مدینه شنیدم که بازگو می‌کردند: به هنگام احتضار – و جان دادن، معویه – فرزندش را احضار کرده و گفت: اهل مدینه بالاخره با تو درگیر می‌شوند پس اگر این اتفاق، روی داد. مسلم بن عقبه را به جنگ با آنان بفرست چون به اخلاص و خیرخواهی و وفاداری او نسبت به ما – حکومت – کاملاً واقف هستم.

چون یزید به حکومت رسید عبدالله بن حنظله و گروهی – از مدینه وارد بر یزید شده،او نیز از آنها نهایت احترام را کرده و جوائز و هدایائی تقدیم آنان کرد. ولی – چون رفتار و منش غیر شرعی یزید را دیدند – هنگام بازگشت مردم را علیه حکومت یزید فراخوانده و حکومت را مورد سرزنش و نکوهش قرار دادند. و بالاخره او را از خلافت خلع کردند. چون این خبر به یزید رسید مسلم بن عقبه را برای سرکوب آنان فرستاد. ولی او با جمعیت انبوه مردم مدینه – در بیرون شهر – مواجه گردید. و به شدت ترسید و از جنگ با اهل مدینه هراس داشتند. ولی چون جنگ درگرفت از درون مدینه فریاد تکبیر به گوش آنان رسید و معلوم شد در اثر خیانت بنی حارثه بخشی از لشکریان شام به داخل مدینه نفوذ کرده، پس اهل مدینه، برای دفاع زا اهل و فرزندان خود، به شهر بازگشتند. و بالاخره به شکست آنان انجامید. و عدة زیادی کشته و مردم با مسلم بن عقبه بیعت کردند ولی به عنوان اینکه تمام اهل مدینه بردگان یزید باشند و هرگونه و به هر نحوی که دلخواه یزید باشد با آنان برخورد کند.


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: سوالات سلمان حدادی از اهل سنت


مطالب: وهابیت , عمر بن الخطاب , سؤال , پرسش و پاسخ , سؤال از وهابیت
نوشته شده در جمعه بیستم دی 1392ساعت 23:24 توسط سلمان حدادی|



      قالب ساز آنلاین